هیراد و عگسهای یازده ماهگی
سلام به شیرینترین پسر دنیا
عشق من فکر نمیکردم اینقدر بهت وابسته بشم که شبها وقت خوابت سعی کنم دیر تر بخوابی تا بیشتر باهات باشم و از بودن با تو لذت بیشتری ببرم عسلم خیلی شیطونتر از قبل شدی و لحظه ای غفلت ما مساوی است با خطر
عاشق بالا رفتن از مبل ها هستی و ما باید پا به پای تو بیاییم وگرنه می ری روی اپن وا میستی و خیلی خطرناکه....
رقصت خیلی کامل شده و بعد از حرکات دست, پا بلندی می کنی و بعد می چرخی
کلمات محدودی رو ادا می کنی ...بابا...دده...دایی...جی جی...کیه....چیه.....اه
من میگم کیه؟.....تو می گی جی جیه
گوشی تلفن رو می ذاری بغل گوشت و الو می گی
روی زانو میشینی و خودت بدون کمک بلند میشی. کمی هم بدو بدو می کنی
عاشق هلو و گلابی و هندوانه هستی و بعد سیب و هویج
بستنی هم دوست داری و سوپ های مامانتو هم خیلی دوست داری
می دونی کنترل چه کاری انجام میده و جلوی تلویزیون می گیریش.و بعضی مواقع کنترل یا موبایلو بمن می دی و دستت رو به حالت رقص تکون می دی یعنی برات اهنگ بذارم
عاشق رانندگی هستی ذوق می کنی فرمون رو میگیری
دستت رو میگیری جلوی دهانت و تند تند میزنی روی لبات و صدای آآ آآ آآ در میاری.
چشمم روشن جدیدا" چشمک میزنی
عاشق روشن و خاموش کردن لامپای خونه هستی
حمام رفتن را خیلی دوست داره و تا در حمام باز میشه می دوه تا سریع خودشو برسونه یه وقت جا نمونه از اب بازی و فرقی هم نمیکنه که کی میخواد بره حمام باهاش میره
شبها دمر می خوابی و اساسی گرمایی هستی
شجاعی و از تاریکی نمی ترسی
دیگه واقعاً نمیتونم بگم که چقققققققققققدر شیرین شدی تا کسی بگه دد شروع می کنی به بای بای کردن فقط کافیه کسی جلوت لباس بپوشه سریع میری بهش آویزون میشی که بری دد 


هیراد و عگسهای یازده ماهگی
